محصول

دستانم را شش مرحله می شستم

نحوه پخت دمپختک نخود- دستانم را شش مرحله می شستم ,ابتدا دو و نیم پیمانه برنج را شستم و با نمک خیس کردم به مدت زمان یک ساعت کنار گذاشتم. پیاز را خرد کرده همراه گوشت با کمی روغن مایع و کره تفت دادم ادویه شامل زردچوبه یک قاشق چای خوری، فلفل سیاه و فلفل قرمز دوست داشتید می ...«یک جفت چشم نو»نوشته مهران کفیل عبادی | داستان کوتاه - مجله نبشتصبح ها جارو بر می داشتم و به کوچه می رفتم. موهای بلند و طلایی رنگم را باز می گذاشتم و شروع به جارو کردن می کردم. سپس نهار درست می کردم و بعد از آن ظرفها را می شستم.



13 گیاه خوراکی برای آشپزخانه منزل شما | چیدانه

می خواستم کمی آب خنک بنوشم بلکه تشنگی ام رفع شود. همان لحظه چشمم به گلدان لب پنجره افتاد؛ رنگ سبز و شادابش مرا به سمت خود می خواند! سراغش رفتم و چند برگ تازه و لطیف چیدم و آنها را شستم.

اتصلبالمورد

مرتضی سلطانی کارآفرینی با برند زرماکارون - iranrooyesh.ir

خصوصا روزهای پنج شنبه و جمعه که برای شستن قبرها، قدم در آرامستان می گذاشتم، با پاهایی خسته در خاک ها می دویدم و با سطل آبی که در دستانم بود قبرها را می شستم. منتظر می شدم تا حق الزحمه ام را از ...

اتصلبالمورد

رمان آسمان دیشب آسمان امشب پارت 3 - رمان برتر

هنوز می لرزیدم. انگار کسی در گوشم فریاد می کشید. در را باز کرد و کنارم نشست. هنوز به دستانم نگاه می کردم. با تمام قدرت و توانم فرمان را با دو دست گرفته بودم و فشار می دادم، اما هنوز دستانم می لرزید.

اتصلبالمورد

چگونه موتور خودرو را تمیز کنیم؟ :: وان کار

چگونه موتور خودرو را تمیز کنیم؟ موتور خودرو هم مانند هر چیز دیگری وقتی تمیز باشد بهتر کار می کند ولی تمیزکردن موتور مانند شستن سایر قسمت های خودرو نیست. سلام خسته نباشید من ماشین 206 رو بردم کارواش موتور رو شستم ولی ...

اتصلبالمورد

رمان آسمان دیشب آسمان امشب پارت یک - رمان برتر

دستانم را داخل جیب مشت کردم. نفس عمیقی کشیدم. نسیم خنکی می وزید. از روی سرشانه اش به فضای تاریک و سیاه پشت سرش خیره شدم. فقط سایه ی سیاهی از درختان و بوته های باغچه را می دیدم. ـ نه. گفت: ـ باشه.

اتصلبالمورد

قتل شوهرم کار من نیست - ساعت24

ساعت24- زنی که متهم است شوهرش را به قتل رسانده، با درخواست اولیای دم به پرداخت دیه محکوم شد. این زن که بیش از شش سال است در زندان به سر می برد، بعد از آن بازداشت شد که به پلیس خبر داد شوهرش به قتل رسیده و خانواده شوهرش او را ...

اتصلبالمورد

آن روز بهاری! | محله نابینایان

کنار پنجره ایستاده ام و غرق در افکار خویش، به نقطه ای نامعلوم در ظلمت بیپایان شب خیره مانده ام. ماه از پشت شیشه، گونه هایم را میبوسد و من اما بی تفاوت، به آن روز بهاری می اندیشم که خوب خاطرت و خاطرم مانده!

اتصلبالمورد

رمان آسمان دیشب آسمان امشب پارت یک - رمان برتر

دستانم را داخل جیب مشت کردم. نفس عمیقی کشیدم. نسیم خنکی می وزید. از روی سرشانه اش به فضای تاریک و سیاه پشت سرش خیره شدم. فقط سایه ی سیاهی از درختان و بوته های باغچه را می دیدم. ـ نه. گفت: ـ باشه.

اتصلبالمورد

وقتی بانو جو گیر می شود! | محله نابینایان

تخم مرغ را دادم به مادر و ترکوند توی کاسه ی استیل و صدای سرازیر شدنش به گوشم رسید! پیاز را با حوصله ی خیلی خیلی بسی بسیار زیاد خورد خورد کردم و ریختم توی یک نلبکی و تابه را شستم البته من که نه!

اتصلبالمورد

درمان شپش سر کودکان + درمان شپش با 11 روش خانگی

از معمول ترین مشکلاتی که برای کودکان و بزرگسالان رخ می دهد، شپش موی سر است. در این مقاله روش های درمان شپش سر کودکان و 11 درمان خانگی شپش سر توضیح داده شده است.

اتصلبالمورد

روزنامه خراسان | شماره :20439 | تاریخ 1399/5/11

دخترم که می دانست دیگر روزهای آخر عمرش را می گذراند، با التماس از همسرش خواست او را به خانه بازگرداند و در نهایت نیز، روزی دخترم وقتی غذایش را خورد، از همسرش حلالیت طلبید و با نگاه کردن به چشمان اشکبار قادر جان سپرد.

اتصلبالمورد

6 میلیاردی که خون به پا کرد/ می خواستم بترسد، کشته شد! - میزان | خبر فارسی

بعد دستانم را شستم و از خانه بیرون آمدم. متهم ادامه داد: به سرایدار برج گفتم جلوی واحد پسرخاله ام کمی خون گوشت و مرغ ریخته و از او خواستم آنجا را تمیز کند. سپس سوار بر ماشینم از خانه بیرون آمدم.

اتصلبالمورد

مجید نفیسی | | MahMag Farsi

چهار نگاه به مرگ در ادبیات كهن فارسی مجید نفیسی در هفدهم دیماه ۱۳۶۰ همسرم عزت طبائیان از میان ما رفت. چند روز بعد ما به گلابدره رفتیم تا در كوه یادش را گرامی داریم. برف همه جا را ...

اتصلبالمورد

راهنمای کاربردی صبح جادویی (معرفی کتاب ۱۰) | مرجع آموزش مدرسین

من شش فعالیتی که گمان می کردم سریع ترین و بیش ترین اثرات را بر زندگی ام دارند انتخاب کردم و به هر یک ۱۰ دقیقه اختصاص دادم. ۱-سکوت ۲-تلقین به خود با جملات مثبت تأکیدی ۳-ثبت وقایع روزانه ...

اتصلبالمورد

تعبیر خواب بچه - دیدن بچه و کودک در خواب چه تعبیری دارد؟

این کودک در رؤیا می تواند شکنندگی و آسیب پذیری، عدم مسئولیت پذیری و نیاز به مراقبت را به تصویر بکشد. همچنین این تصویر در خواب می تواند به مرحله جدیدی از زندگی نیز اشاره داشته باشد.

اتصلبالمورد

چگونه استرس های کوچک درباره کرونا را مدیریت کنیم؟

سپس به کارهای روزمره خود می پردازم اما ذهنم دائم درگیر است. مرتب فکر می کنم که آیا قبل از چک کردن گوشی هوشمندم، سطح آن را تمیز کردم؟ آیا پس از لمس سطوح در مترو و اتوبوس دستانم را شستم؟

اتصلبالمورد

نوشته های احمد نهازی

فنجان را شستم و بار دیگر خواستم که از قهوه ی تلخی که دم کردی، لبریزش کنم. اما قهوه تمام شده بود. ... این را می شود از بهانه گرفتن های گاه و بیگاهش فهمید. بغض می کندو من بغضم را می خورم.

اتصلبالمورد

داستان بوم های خاکستری به قلم فرنگیس گودرزی

بزرگتر که شدم باید به آنها غذا می دادم ، لباسهایشان را عوض می کردم ، حمامشان می کردم ، کهنه هایشان را می شستم . ذوقی برای این کار نداشتم چون دستانم با بوی بد کهنه آشنا بود.

اتصلبالمورد

«یک جفت چشم نو»نوشته مهران کفیل عبادی | داستان کوتاه - مجله نبشت

صبح ها جارو بر می داشتم و به کوچه می رفتم. موهای بلند و طلایی رنگم را باز می گذاشتم و شروع به جارو کردن می کردم. سپس نهار درست می کردم و بعد از آن ظرفها را می شستم.

اتصلبالمورد

مجید نفیسی | | MahMag Farsi

چهار نگاه به مرگ در ادبیات كهن فارسی مجید نفیسی در هفدهم دیماه ۱۳۶۰ همسرم عزت طبائیان از میان ما رفت. چند روز بعد ما به گلابدره رفتیم تا در كوه یادش را گرامی داریم. برف همه جا را ...

اتصلبالمورد

این مرد سرطان خون را شکست داد- اخبار رسانه ها - اخبار تسنیم - Tasnim

20/3/2020· های مختلف، مبتلایان اغلب با شنیدن خبر بیماری، روحیه شان را می بازند. اما پس از این مرحله با توجه به شخصیت فرد ...

اتصلبالمورد

6 میلیاردی که خون به پا کرد/ می خواستم بترسد، کشته شد! - میزان | خبر فارسی

بعد دستانم را شستم و از خانه بیرون آمدم. متهم ادامه داد: به سرایدار برج گفتم جلوی واحد پسرخاله ام کمی خون گوشت و مرغ ریخته و از او خواستم آنجا را تمیز کند. سپس سوار بر ماشینم از خانه بیرون آمدم.

اتصلبالمورد

وقتی بانو جو گیر می شود! | محله نابینایان

تخم مرغ را دادم به مادر و ترکوند توی کاسه ی استیل و صدای سرازیر شدنش به گوشم رسید! پیاز را با حوصله ی خیلی خیلی بسی بسیار زیاد خورد خورد کردم و ریختم توی یک نلبکی و تابه را شستم البته من که نه!

اتصلبالمورد

وای... این همسر وسواس پدرم را درآورده

جام جم سرا: تازه این همه ماجرا نیست، کیفم را باید در جای مخصوصی همان جا دم در بگذارم، روزی چند بار دستانم را ضد عفونی کنم، مراقب باشم یک وقت آب از دستانم چکه نکند که آن وقت باید یک خانه تکانی درست و حسابی انجام دهیم.

اتصلبالمورد